a
تبليغاتX
به رنگ عاشقی

به رنگ عاشقی

برای پروانه شدن پیله دستان تو کافی است،مرا محکم در اغوش بگیر

شعراي من

                      اشتباه من در زندگي اين بود 

ندانستم آدم ها در زندگي آدم نيستند 

در زندگي دري که به سوي خدا بود بسته اند

ندانستم مسلماني يعني اسلام بي خدا 

يعني يک ادعاي بي مدعا 

ندانستم چون ظلم ها بزرگ اند 

آدميان سکوت را براي خود به دل بسته اند 

ندانستم آدميان نمي توانند يک روز 

قلبي که آکنده از عشق بود باز بگذارند

ندانستم جامعه ي آرماني من 

که تحققش نفس يک هم نفس بود نفس ها بريده اند

ندانستم اگر اسم اسلام به خود گرفته اند 

در هفت پشت گناه به خود گشوده اند 

ندانستم دگر خدا بين اين آدميان غريب است 

پايان شب سيه ، فريب است 

ندانستم نمي توان با لبخندي 

شکفت دل يک آدمي 

ندانستم اشک ها و شعر هاي من 

متحول نمي کند يک فريبنده اي 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

نمي دانم چرا واژه هايم سرد شده اند 

در پس تاريکي شب بي معنا شده اند 

نمي دانم چرا کلامم تلخ است 

زير اسمان شب بي رنگ است 

نمي دانم چرا هستي ام مي رود بر باد 

خاطره هاي خوبم مي رود از ياد 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

خدا آفريدم تا بياموزم 

من به دنيا آمدم و اموختم 

خدا افريدم تا عشق بورزم 

من با اندوخته هاي قلبم عشق ورزيدم 

خدا آفريدم تا مرهم درد ديگران باشم 

من هم طبابت آموختم 

خدا آفريدم اما لحظه اي 

من دگر باره تنها شدم 

خدا در گوشم زمزمه کرد 

يارت را هم برايت آفريدم  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

يادم مي آيد در دوران کودکي 

در آغوش مادرم بودم 

مادرم دعا مي خواند و 

من در سکون گنگ معناي آن بودم 

يادم مي آيد زمزمه هايش را به خاطر مي سپردم 

قطره قطره اشک هايش را در دل مي شمردم 

نمي دانستم معنايش چيست 

فقط مي دانستم داستان عاشقانه ي عاشق و پيشگي است 

اي خدا !

 اکنون اين منم 

مي دانم مادرم چه مي خواند 

مي دانم براي چه قطره قطره اشک بر گونه هايش جاري بود 

مي دانم چرا مرا در آغوش خود خوابانده بود 

چرا ديگر مرا به آغوش نمي کشي 

چرا ديگر مرا نمي بيني 

چرا فرسخ ها از من فاصله گرفته اي ؟ 

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:19  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

با بودنت امروز.............

با بودنت امروز 

                          اسمان را گونه اي ديگر خواهم ديد 

بابودنت امروز 

                         زندگي برايم طوري ديگري معنا شد 

با بودنت امروز 

                        پيروزي جانشين همه ي شکست هايم خواهد شد 

بابودنت امروز 

                          الفباي محبت را آموختم 

بابودنت امروز  

                        من يکدل و دل ها باختم 

بارفتن فردايت 

                     فکر امروزم تسليم معناي گريه هايم مي شود 

 خودم نوشتم.

با تمام احساساتم 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:6  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

دوباره من و شعرهام

اين دفعه همش کوتاهه و حالت نثر مسجعه.

در کتابي بهار معناشد                در سرشتي فداکاري معنا شد

در جهاني خوشبختي اجراشد          در کنار خدايي قطره اشکي ريخته شد 

                                              ومن 

مانده ام در اين شدن ها کدام طرف باشم 

معناشوم، انجام شدوم،اجراشوم‌، يا مانند قطره اشکي از آسمان رها شوم.

ولي اکنون وقت ندارم ، در زمين مي مانم، مي سازم و در هنگام رفتن مي سوزم که در اين جهان چه قدر سوختم. 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

دلم مي سوزد براي واژه ها 

چه بي رحمانه اسير اشتباه ماشدند

دلم مي سوزد براي واژه ها 

چي بي انصافانه درگير بازي هاي ما شده اند 

دلم مي سوزد براي واژه ها 

چه دلسردانه قرباني بازي ها ماشده اند

دلم مي سوزد براي عشق ونفرت و سکوت 

چه سکوت ها معني کردند و خود بي خود شدند

دلم مي سوزد براي اشک و غم و گريه 

که نواي اشتباه هاي احمقانه ماشده اند 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

من تنهايم 

براي همه ي تنهايان آرزوي همدمي از جنس نفس ها دارم. آرزوي شبنم بر روي برگ گل ياس دارم.

                                         و براي خود

قظره اشکي که چيکده از شمعي بر دستان کودک باده فروش 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

تو يک روز دلگرمم کن                                  دگر روز ها با عشق وجودت گرم خواهم شد 

يک روز نوازشم کن                                   جاي دستانت  بر قلبم باقي خواهد ماند 

تو يک روز مرا بنگر                                     ديده به حافظه مي سپارد عشق را در نگاهت 

يک روز شادم کن                                      دگر روز ها غم سوار است

بر ياد آن لحظه ها                                      دلگرم و ، ماتت خواهم شد 

اين لحظات گواهي حال منند                    يک روز با من باش دگر روز ها به خاطر مي سپارمت 

در ميان آن لحظه گنگي اما                      من فرصت انديشيدن ندارم 

                            جان عزيز خود بنوا مي فرستمت 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

تا حال شده خيلي بي دليل خوش حال باشين .

يعني ديگه دلتون نخواد مثل بقيه ي روز ها باشين 

تا حالا شده ديگه نخواين ماتم فردا رو بگيرين 

يعني کاسه ي چه کنم چه کنم دست تون نگيرين  

من اون طور شدم 

ناراحت نيستم 

حالم خيلي خوبه 

يکي به من بگه چي کارکنم  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 14:10  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

شعر هاي من

چه بي قراري هايي در دل ها مي گذرد و ما بي خبريم 

چه بي عدالتي ها در جهان رخ مي دهد و ما بي خبريم 

                                            و 

چه ريسمان هاست که بادستان خودمان گره مي خورد و ما بي خبريم 

بي خبري هاي ما نکند از بي علاقگي هاي ما امده باشد

بياييد يکي باشيم و يکي قلب هم را پوشش باشيم 

نکند اگر زماني يکي شديم همه جا هم يکي يکي باشيم 

بياييد و به حرمت زندگي و اين جهان با هم خوب باشيم 

اگر دنيا دو روز است اين دو روز راباهم باشيم 

بياييد ارمان هاي زيباي کودکي را ترسيم کنيم 

من تو، من منيتمان را کنار بگذاريم و باهم در صلح وصفا باشيم 

جهان با عدالت و زيبا اگر در روياهاست ما پيکاسو باشيم 

بياييد و در اين اندي باقي 

نفسي در بدهيم و شاد باشيم

گر چه دنيا تلخست گاهي 

بياييد با اين مهر و صفا شيريني زندگي هم باشيم  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

نمي دانم چرا نمي توانم سکوت کنم 

در تنهايي هايم لحظه اي به فکر مرهم نباشم 

نمي توانم بغض خود را فرو برم 

لحظه اي با خداي خود تنها باشم 

نمي دانم چرا نمي توانم ادم نباشم 

مثل يک بنده ي خوب با خدا تنها باشم 

نمي دانم چرا نمي توانم هنگام ادم بودن ديگران 

خود را از ادمي جدا سازم 

نمي دانم چرا نمي توانم هنگام دوست داشتن 

ديگر همه را فراموش سازم 

اما از اين به بعد من :

تنهايم، بي کسم، مرهم درد نمي خواهم،تنها مي خواهم تنها باشم.

من مي خواهم تنها باشم تا ادم نباشم.

تا مثل ادميان عادت به دل شکستن نداشته باشم 

اري، من جدايم يعني از اين به بعد جدايم.

خدايا گمان بد نکن اما گاهي حتي نمي خواهم با تو باشم! 

ادمياني که باتو بودند ادعا کردند و دل شکستند 

 تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست 

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ 

شکلک یاهو - جدید - تصاویر زیبا ساز 

 

همه ي دوستاي گلم رو که به وبم ميان صميمانه دوست دارم متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:31  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

اين شيشه نازک تر شود هر روز، بامهرباني دل سردم کن 

گر بشکند از غصه خواهم مرد حرف مرا اي دوست باور کن 

با ان که اکنون سال ها باشد با ياد تو روزم شود اغاز 

يک صبحدم گر دوستم داري با ياد من از خواب سر بر کن 

يک شب وصال و روز هاي هجران با هيچ معياري نمي خواند 

در حکم چون ميزان عادل باش هجران و وصلم را برابر کن 

چون کار خيري کرده اي اغاز بايد سرانجامش دهي ناچار 

گردانده اي از قبله رويم را اي بت مرا يک بار کافر کن 

دل را به دستت مي دهم روزي همچون گل سرخي نشان عشق 

ان را به گيسو گر که نشاني بر خاکش افکن يا که پر پر کن 

از پرده ي دل جامه اي سازم کز پرنيان هم نرم تر باشد 

مزدم تماشاي تو خواهد بود بستان زمن ان را و در بر کن 

افسوس کز دستم نمي آيد تا سينه ريزت را کنم الماس 

گر گو شعاري ساده مي خواهي اشک مرا برگير و گوهر کن 

گفتي که روزي کام تلخت را از بوسه شهد اميز خواهم کرد 

تا بيش تر لذت برد گوشم اين حرف شيرين را مکرر کن

اي گل که بادا ساغرت سرشار زان مي که غم کاه است و عشرت زا 

با ان که خون دل گوارا نيست از باده ماهم لبي تر کن 

در قحط سال عيش و ناز و نوش ميخانه در ماتم فرو رفته 

خون مرا در شيشه کن ساقي گلگون ز شادي روي ساغر کن 

                                                  محمد قهرمان  

به همه ي دوست هايي که تنهام نذاشتن و به وبم اومدن و حالم رو فهميدم تقديم مي کنم و از ته قلبم مي گم که عاشق همتونم بي جدايي!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:49  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

سلام 

دوستاي گلم  ارزو دارم که حال همتون خوب باشه !

من امتحان ميان پايه ي مدارس استعداد هاي درخشان دارم و تا 2-4 درگير هستم 

البته من در نمونه دولتي درس مي خونم وشايد هم همون جا موندم 

خلاصش کنم وبم داره يه ساله مي شه و من توي اين مدت دوست هاي گلي مثل شما پيدا کردم چون نمي تونم تند و تند آپ کنم لطفا شما بهم سر بزنين و اگه قابل دونستيد من هم ميام .

خيلي دلم تنگ مي شه و اگه وبم خاک بخوره حوصله درس ندارم اونوقت قبول نمي شم .

مي شه ب حاطر اين که دوست هاي گلي هستين به وبم بياين ؟ 

اين هم لينک دانلود موزيک وبلاگ من براي دوستاي عزيزم که از اين موزيک خوششون اومد 

http://uplod.ir/vqjewnwfhw6a/06_To_Nabashi.mp3.htm

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 16:46  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

دکتر علي شريعتي

پروردگارم ،مهربان من 

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است 

و هر زمزمه ای بانگ عزایی 

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم 

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود  

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

                              خودم اضافه کردم !

 

اگر بخواهم زندگي کنم راهم رامي بندد ولي من چاره اي جز زندگي ندارم 

 پس اگر اين طور است صبر مي کنم تا هنگامي که چراغ زندگي سبز شود 

 در اين هنگام مرا يک هم دم بس است 

 متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:20  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

دوست های مهربان من این جا هستند !

من یه مشکل کوچولو دارم

اون نواری که امکانات وبلاگم توشه می ره اون آخره من قالبمو عوض کردم ولی مشکلش حل نشد میشه یه دوست مهربون بگه باید چی کار بکنم؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 17:53  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

من امشب مهمان شادي ها يم بودم                                ميهمان يک لحظه احساس  خوشبختي  


هنگام خنده ام اما گاهي در دلم غوغا بود                       ترس از اينده 

افت شادي هاي من ترس است و اما                           تحقق ان چه ؟ 

امشب که مهمان شادي ها بودم                              بادست هاي هميشه بازم 

خوشبختي دوست داشتني ها را                                با تمام وجود از خدا خواستم 

اما مي دانم ارزويم نصفه نشدني ست                                مي داني  چرا ! 

خوشبختي ما دست خودمان را مي بوسد                        نه ارزوي ديگران را 

اما از ديگران عشق ورزي                                             از تو هم دل گرمي 

                                قافيه ي شعر من عشق درون شماست  

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 21:52  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  | 

من کيستم ؟

سلام 

سلامي به گرمي اغاز و به سختي پايان ! 

امده ام تا بگويم من کيستم !

من همانم ، دختري از جنس خاک و روحي از خدا که دورنم دميد و عشقي که به من و تو داد تا ما باشيم 

و من به زمين امده ام. بي آن که خود بدانم در دوراني که تازه به دنيايي که اکنون 12بهار در ان بناي زيستن بنهانم دو فرشته عاشق من شدند.

من باعشق و مهر ان ها الفت گرفتم و روح جهان را در خود دميدم 

تا اين جا هر چند يک قلم نداريم اما مشترکيم

من رشد کردم و قتي دست هاي  خود را رو به خدا گشودم متوجه فاصله اي چندان دور از او شدم .قوي فکر من با تمام هستي من در اين دنيا با احساسات عاشقانه من در اميخته شد و من دختري از جنس خاک شدم 

حالا من شدم و يک دنيا تنهايي و سوال و جواب ، تلخي و شيريني که انتظار مرا مي کشد .

 قلب من با فکر من هميشه اميخته اند و در عين تفکر، قلبي مهربان دارم . من ، هستي هميشه استوار گاهي عاشق مي شوم ، گاهي مي خندم و گاهي با نواي ناسازگاري شروع به گريستن مي کنم .

روح من دستان پر مهر خداست و از برگ گل ميلي متر ها نازک تر و گاهي هنگام لمس کردن مي شکند.

هنگام لمس کردن من ارام باشيد!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 13:48  توسط هستی،ستاره ای مهربان در دل تنهای شب  |